تبليغاتX
آشناي اهوازي
 

گل سرخ
گل سرخ
گل سرخ
او مرا برد به باغ گل سرخ
و به گیسو های مضطربم در تاریکی گل سرخی زد
و سر انجام برگ گل سرخی با من خوابید
ای کبوترهای مغلوج
ای درختان بی تجربه یائسه ای پنجره های کور
زیر قلبم و در اعماق کمرگاهم کنون
 گل سرخی دارد می روید
گل سرخ
سرخ
مثل یک پرچم در رستاخیز
آه من آبستن هستم آبستن آبستن                          ((فروغ))

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 13:38  توسط بچه هاي اهواز  | 

 

 

من زندگی را دوست دارم،
ولی از زندگی دوباره می ترسم!

دین را دوست دارم،
ولی از کشیش ها می ترسم!

قانون را دوست دارم،
ولی از پاسبان ها می ترسم!

عشق را دوست دارم،
ولی از زن ها م ترسم!

کودکان را دوست دارم،
ولی از آیینه می ترسم!

سلام را دوست دارم،
ولی از زبانم می ترسم!

من می ترسم، پس هستم!
این چنین می گذرد روز و روزگار من!

من روز را دوست دارم،
ولی از روزگار می ترسم!

                                (( زنده یاد حسین پناهی))

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 0:28  توسط بچه هاي اهواز  | 

دل زنده بمان اگر یار درکنار توست....

دوستت دارم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 2:18  توسط بچه هاي اهواز  | 

قسمتی از وجود تو در من رشد کرده وتو خواهی دید

تو و من برای همیشه هرگز از هم جدا نخواهیم شد

شاید در مسافت ولی در قلبمان هرگز . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:23  توسط بچه هاي اهواز  | 

 

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

 

با اشک تمام کوچه را تر کردم

 

وقتی که شکست بغض تنهایی من

 

وابستگی ام را به تو باور کردم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 12:47  توسط بچه هاي اهواز  | 

 

سلام سال نو بر همگی مبارک باد

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 10:37  توسط بچه هاي اهواز  | 

 

بر خاك بخواب نازنين تختي نيست. اواره شدن حكايت سختي نيست.

ازپاكي اشكهاي خود فهميدم. لبخندهميشه راز خوشبختي نيست.

پرسيدم عشق چيست؟

 

 گفت اتش است گفتم ان را ديده اي گفت نه در ان سوخته ام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 23:33  توسط بچه هاي اهواز  | 

زيباترين عكسها در اتاقهای تاريک ظاهر ميشن !

پس هر وقت تو قسمت تاريک زندگيت واقع شدی .  .  .

بدون كه خدا می خواد یک تصوير زيبا از تو بسازه .

اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم ،

بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 0:8  توسط بچه هاي اهواز  | 

اسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه.....تكه اي براي رود....تكه اي براي دريا

 

دلم را قسمت كردند:..........تكه اي براي تو....تكه اي براي تو......تكه اي براي تو.

 

 

اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش...

 

 اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست...اما اگه دلت لرزيد

 

به خودت دروغ نگو دوستش داري

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 0:10  توسط بچه هاي اهواز  | 

  اتشي كه روشن مكند بسيار بيشتر از سردي وخاموش اي است

كه تنفر به بار مياورد ومن هرگز نميتوانم كسي را كه به او لبخند نزده ام

از ته دل دوست داشته باشم

 همانطور كه به زيبايي تو خيره شدهام با خود ميانديشم

هرگز فرشته اي راديده ام كه در ارتفاعاتي چنين پايين پرواز كند.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 0:34  توسط بچه هاي اهواز  |